نفس کشیدن بعد از چند ماه!
خیلی سخته که به چیزی عادت بکنی و بخوای ازش دل بکنی.وابستگی تنها چیزیه که من ازش نفرت دارم،باور کنین! وابستگی من به اینترنت چند ماهی هست که به طور کامل از بین رفته اما به وبلاگ نویسی نه.نمیشه اینترنت اومد و چیزی ننوشت...
خیلی چیزا هست که میشه نوشت اما فعلا یکی یکی!
این روزا همه درباره ی سریال یه مشت پر عقاب و حواشی اون صحبت می کنن.حامد بهداد در زمان ضبط این کار قرار بوده که به جای گلزار در فیلم آتش بس بازی کنه که به دلیل قراردادی که داشته نتونسته و چه بهتر که نتونسته...
این سریال نه بهترینه نه بدترین اما میشه گفت که یک کار موفق هست.یکی از ویژگیهای این کار داستانش هست که تماشاگر رو در یک فضای دلهره آور(درگیریهای قبل از انقلاب) قرار میده و میشه بازی نسبتا" خوب حامد بهداد و خزر معصومی رو هم در نظر گرفت.اما به هیچ وجه نمیشه از کاراکتر فوق العاده علیرضا خمسه گذشت که با تکه کلامهای بامزه و استیل خاص خودش به جذب تماشاگر کمک زیادی کرده.من منتقد نیستم اما حتما این سریال نواقصی هم داره که میشه دربارش بحث کرد.
گفته میشه که قسمتهای زیادی از این سریال سانسور شده، قسمتهایی که چیز خاصی نداشتن اما برای کم کردن کار لازم بوده!تازگی ها عزیزان در صدا و سیما کار تدوین رو هم به عهده گرفتند که جای تشکر داره!
حالا که این سریال به قسمتهای پایانی خودش رسیده امیدوارم مثل سریال های معمول این روزا با پایانهای خیلی غیر عادی تموم نشه.
پ.ن۱: این سریال هم به پایان رسید،چه خوب چه بد.حلالش کنید!
پ.ن ۲:مطلب از ابوالفضل تا رابینسون رو بخونید و بگید که شما چی فکر می کنید برام مهمه که می پرسم!