مصاحبه با مجهول مجهول زاده(شاعر،نویسنده و تازه روشنفکر!)

 

س:چرا روشنفکر هستید؟
ج:چون ۳تا کتاب خوندم،۴تا فیلم دیدم،سیگار می کشم، اخبار سیاسی گوش میدم،تو کافه قهوه می خورم...

س:پس سیاسی هم هستین؟
ج:نه اونطوری! اما با دوستان تحلیلهای سیاسی خوبی می کنیم!از این بحث بگذریم.

س:نظر شما درباره ی فیلم ۱۴۰۸ چیه؟
ج:آقا بنده شاعر هستم نه منتقد،سوالهای بی ربط نپرسین.

س:خب حداقل بگید سانسور چیزه خوبی هست یا نه؟
ج:اگه از من بپرسی نه اما خب بعضی جاها لازمه! 

س: آخرین کتابی که نوشتین:
ج:مجنون لیلی!

س:نظر شما درباره ی پوتین برای سربازان جدید...

                          دستبند ۱۰ عدد... چیه؟

ج:حرف نداره جانم،این شعر یک انقلاب عظیم در ادبیات سیاسی است!

س:ادبیات سیاسی؟!
ج: خب...باید بگم که...

س:سریال مرد هزار چهره رو نگاه می کنین؟
ج:بله،من همیشه طرفدار کارهای مدیری بوده و هستم.

س:حالا من چندتا اسم میگم شما نظرتون رو بگید.

رضا رشیدپور: همون صبح زود لطیفه بگه خیلی بهتره...حداقلش اینه که بچه ام تا نرفته مدرسه سرگرم میشه!

آرزو:نمیشناسم...آها محاله!

۴۰ چراغ:شب چله هاش خیلی می چسبه!بچه هاش هم خیلی روشنفکرن!!

توکا نیستانی:یه ذره مغروره!ولی باسواده.

سید محمد خاتمی:گفتم منو وارد این بازی ها نکنین!

داریوش مهرجویی:بهش گفتم سنتور ساز نیست!گوش نکرد

سهراب سپهری:کی هست؟خوردنیه!

من:ممنون از اینکه با ما هم صحبت شدید.
مجهول:خواهش می کنم، بابا من روشنفکرم!

قیچی کن تا فیلم درست شه!

امروز با لطف و عنایت آقایون صدا و سیمایی( که نمی دونم چه اجباری هست که همه ی فیلمها رو پخش کنند) فیلم روز سوم به نمایش درآمد!واقعا لذت بردیم...اگر آقایون زحمت نمی کشیدند ما که فیلم رو نمی دیدیم!به نظر شما این فیلم قبلا تو سینما اکران شده بود؟نه بابا!این فیلم با اون فرق داشت.جدی میگم.
اون فیلمی که ما دیدیم یه ذره اکشن بود (سیلی زدی!وای وای) و همینطور یه ذره انحرافات اخلاقی داشت(تجاوز...)! اما این فیلمی که آقایون تهیه کرده بودند یک فیلم برای همه ی سنین بود!
دیگه صحبت در این باب یه جورایی ... آره دیگه!
یه مدتیه زیاد درباره ی فیلم و سینما حرف زدم...
تعطیلی عید فقط همون دو،سه روز اولش خوبه بعدش دیگه کسل کننده میشه،شدید.تهران که انگار نه انگار عیده همونطور شلوغه!


پ.ن۱:درگذشت هنرمند سینما و تلویزیون داوود اسدی رو به خانواده و دوستانش تسلیت میگم.
پ.ن ۲:هر روز که میاد انگار که هیچ فرقی نکردیم....به خیال خودمون بهتر شدیم با سواد تر شدیم آقا(خانم) تر شدیم! و ....اما در واقع هیچی نشدیم از اونی هم که بودیم بدتر و بدتر شدیم.بهتره یه نگاه به خودمون بکنیم تا حقیقت دستمون بیاد.

این تکرار شیرین است!

سلام

می خواستم قبل از سال تحویل بیام و تبریک بگم،اما گفتم بهتره بعدش بیام که حال و هوای خاصش رو پیدا کنم و راحت تر بگم نوروز مبارک!
من همیشه حسرت لحظه هایی رو می خورم که از دست دادم...نمی دونم واسه شما هم پیش اومده یانه؟ وقتی میرم مشهد یا هر جای دیگه(کلی میگم) زمانی که سفر تموم میشه،می بینم اون چیزی رو که می خواستم بهش نرسیدم.نوروز هم همین طوره...وقتی سال تحویل میشه می بینم بازم من به اون چیزی که می خواستم نرسیدم.امیدوارم شما سال خوبی داشته باشین

نوروز ۸۷ مبارک 


پ.ن:همه ی اون حرفهایی رو که موقع سال تحویل میزنیم کاش بتونیم فقط و فقط یک روز بهش وفادار بمونیم ، عجب کار سختی!