سردبیر یکی از نشریات مطرح چنین فرمودند:

(( بعضی افراد متدین که چندان انگیزه و تمایلی به پیروی از دستورات اصیل دین در حوزه های اصلی زندگی ندارند به دنبال راه های میانبر نجات می گردند... و فقط دل به ذکر یا راه های دیگری می بندند که نمونه های انحرافی آن زیاد، پنهان و دیریاب هستند.

دین عاطفی و احساسی که از تدبر تهی است،معرکه مناسبی برای چنین انحراف هایی است.در اسلام ما موظف به تعبد هستیم تا به تکلیف خویش در برابر خالق عمل کنیم.هدف بعضی از ما از دینداری کسب آرامش و لذت بردن معنوی است....))

و اما من در جواب ایشون حرفهایی دارم.اول یه سوال که جوابش کاملا مشخصه،اصلا چرا خداوند این ادیان مختلف رو به وجود اورد؟خب برای اینکه بنده ها بتونند خالق خود رو بشناسند و بدونن که برای چی بوجود اومدند و هدف از خلقت اونها چی بوده. قطعا خدا دوست نداره که بنده هاش کورکورانه و بدون هیچ فکری اون رو بپرستن و اطاعتش کنن.

اگه بخوام خیلی خلاصه منظور سردبیر محترم رو بگم اینه که ایشون می فرمایند از دستورات دینی پیروی کنید اما درباره ی اونها تفکری نداشته باشین و فقط این کار رو تکلیف بدونین!

اگه من بتونم خدای خودم رو بشناسم و عاشق او بشم و به معنویت برسم خیلی بهتر می تونم از دستوراتش پیروی کنم چرا که یه عاشق کاری نمی کنه که معشوقش ناراحت بشه.

وقتی من انسان معنوی و عاشقی باشم قطعا نماز و روزه ای که می خونم  و می گیرم زیباتر و با شناخت بیشتری همراهه نسبت به کسی که فقط یاد گرفته که باید پیروی کنه و براش به یه عادت تبدیل شده.

مگه هدف ادیان غیر از اینه که ما انسانهایی سالم و پاک باشیم پس کسی که به آرامش رسیده و از معنویت لذت میبره حتما انسان سالمی میشه.

سردبیر جان، دین عاطفی و احساسی بخشی از ادیان هست که باعث به وجود اومدن یه رابطه زیبا بین خدا و مخلوقش میشه.

 

پ.ن ۱:هرکس دین رو از زاویه دید خودش می بینه! 
پ.ن ۲:من خودم یکی از خواننده های این نشریه هستم.

پ.ن ۳:ولادت حضرت علی اکبر ع و روز جوان رو به همه تبریک میگم.